تبلیغات
دل نوشته ها
 
دل نوشته ها
تعهد داشته باش تا حالت خوب بشه
شنبه 27 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

حالم خوب نیست که نیست فکرم هزار جاست و خودمم حیرانتر .دوست داشتم یک فرشته ای مییومد و ایندم رو برام میگفت ،فعلا در این زندگی و این زمان درمانده ام ؛درمانده نه به این معنی که بیکارم و کاری نمیکنم اصلا اینطور نیست و در کل من با حرکت و این طرف و اون طرف رفتن زنده ام. منظورم اینه که حالم روحیم خوب نیست که نیست ، خیلی وقته اوضاع دلم همینه .دیشب یکی از شاگردانم که صاحب خانه ی زیبایی سنتی بود بعد از اتمام کلاس با اینکه از قبل خیلی دغدغه داشت شروع به نواختن سنتور کرد چه قدر زیبا و دل نشین بود و صد البته خوش به حال خانمش که هر دفعه با اشتیاق و شوق به همسرش نگاه میکرد :) چه قدر خوبه که ادمها زمانی که دلشون میگیره میدونند چی ارومشون میکنه یا اصلا چی میخواند. اون خونه ی سنتی توریستی دل نشین با دیوارهای خشتی چه قدر زیبا بود برای اولین بار ارزو کردم زمانی برسه من و همسرمم هم چنین خونه ای داشته باشیم یک فضای دوستانه و صمیمی به دور از تجملات و اشوب :-)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

اگر به ادمها مثل رهگذر نگاه کنیم کم تر عذاب میکشیم ، میدونی مریمی؛ فرقی نمیکنه چه در روابطتت چه در زندگیت بهتره ادمها رو گذرا ببینی، فرقی نمیکنه حتی در اینده اگر همسرت باشه و پاره تنت باشه بهتره همین باشه. بعضی وقت ها حرف ها کمی مسخرست یا باورش سخته بعضی ها میگند طوری میخوایم زندگی کنیم که کنار هم پیر بشیم نمیگم امکانش نیست بلکه خیلی سخته تا جایی که سعی میکنم می بینم خیانت غوغا میکنه زنی که مطلقست با یک دید دیگه بهش توجه میکنند و خیلی از این موارد چیزی که اهمیت داره برای دل خودت زندگی کنی و این قدر در زندگی هدف با ارزش و با معنایی داشته باشی و خوب خودت و علایقت رو بشناسی که در اینده با رفتن فردی از زندگیت حیران و ویران نشی و یا جرئت روابط جدید و تازه تر رو داشته باشی و یا با اشتیاق بیشتری علایقت رو دنبال کنی به نظرم اصل این دنیا غمه ادمها خیلی دورو شدند تا زمانی که ضد ارزشها جایگزین ارزش ها هستند و دغل بازی و چاپلوسی و دوروبازی هست خیلی سخته شبیه یک انسان نسبتا واقعی رفتار کنی .







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

از سال ورودم به دانشگاه تقریبا کارهای مختلفی انجام دادم از منشی ،بازاریابی،حسابداری ،کارهای فرهنگی،تدریس وکاردر رادیو وغیره در واقع همه کاره هیچ کاره بودم ، از این شاخه به اون شاخه پریدن های زیاد که اخرش بیشتر کارام نیمه تموم رها میشد. امسال تصمیم گرفتم انرژی خودم رو حتی اندکی هم شده متمرکز کنم ،وارد کاری شدم که پرستیژ خوبی داشت و با ادمهای سرشناس و پولدار زیادی در ارتباط بودم از اون کاربنا به دلایلی استعفا دادم و کار جدیدی رو چند روزه شروع کردم که خدا رو شکر تا حالا خوب بوده و راضی بودم نکاتی که یاد گرفتم:

*هر چه ادمها پولدارتر خسیس تر در مورد همه صدق نمیکنه ولی خیلی درسته ، زیرکی های خاص خودشون رو دارند وخیلی میشه ازشون یاد گرفت ولی اصولا چیزی که من یاد میگرفتم در اینده برای عملی کردنشون وژدانم اجازه نمیداد حداقل به گروه خونی من نمیخورد،حالا نمیدونم این از سادگی من بود و لا غیر ولی میدونم از این زرنگ کاری ها ،دروغ بازی ها و چاپلوسی های احمقانه که حداقل در ایران ما خوب جواب میده خوشم نمییاد نه ادم اینکارها نیستم و نه میتونم مثل خیلی ها تظاهر به خوب بودن کنم و خم و راست بشم.

# ادمها باعقل و فکرشون به دوست داشتنی ها و خواستنی هاشون میرسند در این سنی که هستم باید بیشتر کتاب بخونم و عملی کنم .

#بین پرستیژ کاری و ارامش خودم قبلا ها پرستیژ و ارزش رو انتخاب میکردم ولی حالا هیچ چیزی رو فدای ارامش خودم نمیکنم.

#ما ادمها طوری زندگی میکنیم که انگار اصلا خدایی وجود نداره، بیشتر روزها شاهد این بودم که چند ادم سرشناس و مشهوری که در ظاهر فوق العاده ادعای مذهبی بودن و درستکار بودن داشتند چه طور با همین ادعاهاشون و خداخدا گفتناشون پول مردم رو میچاپیدند و در اخر به اسم استاد و غیره صدا میشدند.شروع کارم یکیشون برگشت بهم گفت سعی کن همیشه رضای خدا رو در نظر بگیری و از این حرف های شعارگونه که فقط برای خودشون کافیه ؛ خدا رو شکر زودتر بیرون اومدم هر چند چند نفر شون سرزنشم کردند و طوری صحبت کردند که انگار من با وجود اونها کمی شناخته شده بودم در حالی که از شروع کارم و پیدا کردنش که حاصل لطف خدا و تلاش و پشتکار خودم بود تا اندکی پیشرفت و رشد که بازم حاصل مشورت با ادمهای دوراندیش اطرافم بود هر چند کنار این افراد قرار گرفتن برام خوب بود و تجربیات خوبی برام داشت .

# هیچ کاری بهتر از این نیست که مسئول و رئیست خودت باشی بدونی باید چیکار کنی و طبق راه و روش خودت که حداقل وژدانت راحته زندگی کنی .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

یکی میگه وای فریاد

راه میندازه داد و بیداد
بچه ام رو آقا شفا داد
تو صحن گوهرشاد

یکی که دلش شکسته
گوشه صحنت نشسته
دخیل دردهاشو بسته
عاشق دلخسته

نشون به اون نشونه
صدای نقّاره خونه
منو به تو میرسونه
ببین دلم خونه

میدونم روسیام
من اگه بی وفام
ولی عشقم اینه
عاشق این آقام
منتظر یک اشاره ام
هر چی که دارم بذارم
دلمو زیارت بیارم
منی که آواره ام

دلم اگه بیقراره
چشام اگه هی میباره
ولی دلم غم نداره
آقام دوستم داره

میشه شاهی کنی
منو راهی کنی
چی میشه به منم
یه نگاهی کنی

….

هر کی که حاجت روا شد
گدا اومد پادشاه شد
عاشق آقام رضا شد
خادم آقا شد

منم اومدم گدا شم
کفتر گنبد طلا شم
ایشالله حاجت روا شم
خادم آقا شم

خوردم آب و دونه ات
که شدم دیوونه ات
آب زمزم کجا
آب سقا خونه ات

#دلم حرمت رو میخواد، اروم و بی سرصدا، یک جایی دور و غریب بدون دغدغه های اضافی ؛توحال خودم باشم اروم اروم ؛بازم با کلی ارزو و دعای خودخواهانه خودم که در اخر فراموش میکنم و ازت نمیخوام:))





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 20 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

دوستان خوب نعمت هستند به خصوص زمانی که ناراحتی و از خودت راضی نیستی یا اونقدراوضاع زندگی رو بر خودت سخت میگیری، کسانی هستند که خوب خوب میشناسنت، ناراحتی تو براشون خیلی مهمه و همه جوره و در همه ی شرایط میتونی روشون حساب ویژه باز کنی، تعدادشون خیلی کمه ولی هم وجود اونها برات عزیز و ارجمند هست و هم وجود خودت ، نکات مثبت رو بهت یاد اوری میکنند و کمکت میکنند که به ضعف ها و نکاتی که بهشون بی توجه بودی اگاه تر بشی و در مسیر بهتر بودن و بهتر زیستن تلاش کنی .مرسی دوستان خوبم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

خسته تر از این حرفهام ؛ چند روزه حواسم به خودم نیست، زندگی چند روزه من همش در دویدن، دویدن دویدن، خلاصه شده . لطف ها و مهربانی های دیگران نسبت به خودم هم به کارم نمییاد .چند روزی پیشرفت های خوبی داشتم ،ولی با خطر انداختن سلامتی خودمم چه از نظر جسمی و چه روحی که خودم دارم حس میکنم اصلا راضی نیستم.

#نکاتی که چند روزه یاد گرفتم ،خوش قلب بودن زیاد اصلا خوب نیست؛ بعضی ادمها فوق العاده بی رحمند حتی نسبت به خودشون و خانوادشون و خوب فکر سو استفاده به سرشون میزنه ،ورژن اصلیت فقط برای بهترین دوستاته .

#قدرت نه گفتن در همه ی موارد خیلی مهمه، مهربون بودن با خودت و بی رحم بودن نسبت به دیگران اهمیت داره، لازم نیست برای همه خوش قلب باشیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

تردید ، شک ، همین که باعث میشه ندونی از زندگیت دقیقا چی میخوای .حال روزای من با تردید و شک همراهه به لحظه های بودنم و در اصل وجود خودم دارم شک میکنم و چه حس بدیه این لحظات دودل بودن و غریب بودن .ولی خدا رو شکر هر لحظه دوستان بامرامی دارم که تنهام نمیزارند .

# حس میکنم وجود بعضی دوستان همیشه لطف خداست، اینکه با این شرایط و اوضاع حالم دوستانی دارم که خواه یا ناخوداگاه در مسیرم زندگیم قرار گرفتند از راهنمایی هاشون استفاده میکنم و کنارشون خود خودم میشم همون مریم مهربون و خوش قلب .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 12 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

به خودم میگم ادمها رو چطور میشه شناخت،هر چی فکر میکنم به جواب قانع کننده ای برای خودم نمیرسم :( این روزا فکر،استرس، خستگی جز ثابتی از زندگیم شده و من با مشکلات بیشتر حیران تر میشم .

#امشب هم یکی از این شب هاست خستگی و دل مشغولی ها ، ولی بازم عکس بچه ها و نی نی های خوشگله که خنده رو لبام مییاره همینطوری از ته دل میخندم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 11 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

بیشتر و بیشتر ماله تو میشم حالا که آرومی پیشم

کمتر و کمتر میشه غمامون بدونه چتر وسط بارون

بیشتر از هر وقتی دوست دارم دیدی با هر سختی دوست دارم
تو یعنی خوشبختی دوست دارم تو رو تو رو

این حسی که داریم ماله خودمونه خدا داره میگه که عاشقمونه
دل با کسی جز تو کاری نداره دوست داره

این حسی که داریم ماله خودمونه خدا داره میگه که عاشقمونه
دل با کسی جز تو کاری نداره دوست داره....


این حسی که داریم ماله خودمونه خدا داره میگه که عاشقمونه
دل با کسی جز تو کاری نداره دوست داره...

#خوشبختی؛سامان جلیلی

#از قضای روزگار و در مسیر راهت بعضی وقت ها ادمهایی رو میبینی که بهتر از تو خودت رو میشناسند؛ حس هات و خودت رو بهتر از هر کسی و هر چیزی درک میکنند، این ادمها نسخه ی بالاتر از خودت و در تلاش برای بهترین بودن خودشون هستند تعدادشون کمه اما هستند ، میفهمنت ؛ از نگاهت تمام حرف هات رو حدس میزنند ، بیشتر از خودت نگران وجودت و خوبی هات هستند و هر لحظه من بهتر بودنت رو یاد اوری میکنند، باورت دارند و در اوج شک ،تردید و سختی ها کنارت هستند .نمیخوام دیگه حس هایی خودم و یا دیگران رو نسبت به خودم رو نادیده بگیرم و بهشون بی توجه باشم هر انسانی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن داره وچی بهتر از اینکه در مسیر زندگیت و زمانی که خودت رو خیلی زیاد شناخته باشی کم کم در مسیر و جاده دوست داشتن و دوست داشته شدن قرار بگیری و دیگه بهشون بی توجه نباشی و از حال خوبی که از ادمهای خوب کنارت دریافت میکنی سپاس گزار باشی.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

به توانایی های خودم شک ندارم، اما بعضی حرف ها رو که میشنوم و یا اوضاع افراد تحصیل کرده این مملکت رو میبینم بیشتر شک میکنم، اینکه امکانش هست اینجا؛ در این کشور که حرف اول فقط پارتی بازیهست و بعضی استعداد ها و توانایی ها ارزش دارند به ایده ال های مورد نظرم برسم یا نه؟ بعضی از دوستانم در حال اماده کردن کارها و مدارک مورد نظر برای مهاجرت هستند و هم زمان با هم برای اماده بودن برای ازمون ایلس اقدام کردیم و عده ای هم مهاجرت کردند و از انجایی که بین خویشاوندان هم چند ماهی هست تب مهاجرت و رفتن به کشورهای اروپایی رواج پیدا کرده بیشتر شک میکنم وقتی حرف هاشون رو میشنوم ولی ترجیحم اینه که حداقل مهارت ها و کارهای لازم رو انجام بدم و خودم رو اماده کنم، شاید روزی منم سعی کنم هر طور شده رفتن رو بر ماندن در چنین کشوری ترجیح بدم، بدون اینکه وابستگی و محبت خانوادم رو نسبت به خودم در نظر بگیریم و فقط برای حال خوب خودم و لذت از زندگی فرار رو بر قرار ترجیح بدم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

حس میکنم دورم از همه ی اون چیزایی که میخوام ، یا هنوز نمیدونم دقیقا چی میخوام، یا نه شاید بین شک و یقینم. هر چی هست خودم رو مقایسه میکنم. باورها و ارزش هام رو؛ ایا رفتارم درسته ؟ یا دیگران ارزش هاشون درسته؟ اینکه در ظاهر فکرت و حواست به خود خودت باشه درست؛ ولی اخه مشکل ما ادمها اینه در درون خودمون شک میکنیم؛ هیچ چیز بدتر از شک نیست، شک در روابط ،باورها،ارزشهات،مسیر زندگیت،ایندت، و من این مدت درگیر شک و تردیدم . میخوام دوباره بیشتر خودم رو بسازم، حواسم بیشتر به قلب و روحم باشه، ببینم و متوجه بشم از کجاها در حال ضربه خوردن هستم و هر چه زودتر اوضاعم رو بهتر کنم . خیلی وقته تمام مسئولیت کارهام رو قبول کردم و ازاد و رهام با مشکلات خاص خودش واما لذت تجربه های جدید تر و شیرین تر:-)

# دیشب بعد از کلاسمم تصمیم گرفتم به یکی از مسجد ها برم و نمازم رو به موقع بخونم، اون نماز اصلا به من ارامشی نداد فکرم به همه چیز بود به جز اینکه دارم چی میخونم ، دیشب بر حسب اتفاق یا تقدیر من جز های قران میخواندن و مبلغی که جمع میشد رو برای یکی از خیریه ها در نظر گرفته بودن . اون ارامشی که از خوندن جز قران به دست اوردم خیلی دوست داشتنی تر و شیرین بود و مزه ی شیرینیش تا امشب همراهم بود. خیلی وقت بود حواسم به قران نبود به اینکه قران رو دردستام بگیرم و بعد از اتمام با ارامش عمیقی رو به رو بشم، میدونم خدا تنهام نمیزاره ادمها هم خودم باهاشون کنار مییام . بد کسی رو نخواستم و نمیخوام ولی خیلی وقت ها دلم میگیره از ادمهایی که میبینم شک میکنم به خودم و رفتارام به اینکه باید خوب باشی یا نه مثل خیلی ها بشی .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

میدونی، بعضی ادمها با اینکه نمیشناسی و ندیدیشون ولی احساست میگه حس های شبیه به هم دارین؛ خب ، این دلیلش چیه خودم هم نمیدونم. هم چنین ممکنه ادم هایی کنار ت قرار بگیرند که حسها و درونت رو درک کنند بدون اینکه حرفی بزنی ، یا کم تر شناختی از تو داشته باشند. ممکنه با کوچک ترین نگاه احساس کنی حرف بعضی ادمها رو میتونی درک کنی و انگار سالهاست با این ادمها زندگی کردی. این ادمها فارغ از جنسیت برای من لذت بخشند . میبینی بعضی وقت ها حست به بعضی افراد خیلی خوبه و بعضی ها انگار نچسبند به دلت نمیشینند، بی دلیل ها، یا حتی کوچک ترین منطقی برای خودت پیدا کنی . به هر حال حرف دل خودت هم مهمه :-)سعی میکنم بیشتر حواسم به ادمهای اطرافم باشه، ببینمشون و درکشون کنم ، صبر کردن و مهارت های مهمی مثل گوش دادن رو بیشتر در خودم تقویت کنم و بیشتر یاد بگیرمم و راه خودم رو واضح تر کنم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 6 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

امشب حس کردم باید بیشتر برای خودم بنویسم ،حداقل روزی یک پست در وبلاگم داشته باشم. چند روزه واقعا نمیدونم دارم چیکار میکنم، خودم رو با کارهای مختلف مشغول کردم طوری که شب مییام خونه جز خستگی زیاد چیزی متوجه نمیشم فقط در حال دویدنم اصلا زمان رو متوجه نمیشم ، فقط میدونم به سمت جلو میرم .چند هفته ای هست که کار من قدم برداشتن به سمت پیشرفت و ارتباط با ادمهای مختلف بوده که خدا رو شکر موفق بودم . شاگرد های خوبی هم دارم که خیلی چیزا رو ازشون یاد گرفتم و با جدیت بیشتر به کارم ادامه میدم ، چون این افراد من رو مشتاق تر کردند. ایده هایی در ذهن دارم که باید با دوستان مورد اعتماد و توانا انجامشون بدم و خدا رو شکر هر کدام از دوستانم هم نسبت به این سن و سال قدم های بزرگی برداشتند .

#دوست ندارم زندگیم یک بعدی باشه فعلا که درحال دویدنم، همینم باعث شده جز خستگی زیاد البته همراه با اشتیاق خودم دستاورد دیگه ای نداشته باشم به هر حال من دختری نیستم که به این حال خودم راضی بشم باید یاد بگیرم در شرایط سخت هم اولویت اولم رو فقط سلامتی جسم و روحم قرار بدم. (فعلا در این شرایط و زمان اینکه زمانی رو برای سلامتی جسم و روحم در نظر بگیرم عالی میشه).

#دوست دارم ۱ زمانی رو به کارهای هنری اختصاص بدم به خصوص خیاطی (لباس برای خودم طراحی کنم و از این کارای هنری که قبلا نمیدونم چرا اشتیاق انچنانی نسبت بهشون نداشتم ) ولی فعلا زمانی برای این کار پیدا نکردم یا اگر هم زمانی بوده میدونم هنوز کارای مهم و اولویت دارهستند و اگر عمری در این دنیا داشته باشم تا سال اینده بهتره به اتمام برسند و مهارت های اساسی و کلی رو جمع بندی کنم.

#برنامه ریزی خودم رو باید بهبود ببخشم ،راستی این تابستان چطور اوقات فراغتم رو بگذرونم فقط کار و مسیر پیشرفتم رو داشته باشم یا کارهای مورد علاقم هم انجام بدم؟چطور برنامه ریزی کنم وقت اضافه تر بیشتری داشته باشم؟

#چند شبیه که اصلا درست خوابم نمیبره تا نزدیکی های صبح بیدار بودم و همینطوری اهنگ هایی مورد علاقم که بیشتر ریتم تند و هیجانی دارند گوش میدادم امشب حس کردم در حق خودم ناخواسته جفا میکنم اینم زمانی که امشب متوجه شدم ضربان قلبم با شنیدن این اهنگ ها فوق العاده هیجانی و کمبود خواب در حال تغییر شدید هست ،باید بیشتر به فکر سلامتیم باشم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 مرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

حسرت بعضی چیزا و یا کارها همیشه تو دلت هست، بعضی ها میتونند جبران بشند و الباقی شاید نه. یک سری خواسته هات منطقی نیست و یا حتی عملی نیست، مثل حسرت امشب من؛ چند روزی بود که ذهنم کمی به این واژه ها متمایل میشد، مثل خواهر بزرگتر یا داداش بزرگتر . واقعا نمیخواستم و نمیخوام فرزند اول باشم:( خب مگر من میتونستم کاری کنم ،پس این جز محالات زندگی منه. امشب یکی از دختران فامیل رو دیدم که بین ۳ برادراش این همه عزیز دردونه هست ، کافیه چیزی بخواد برادرش که همسر و بچه و کلی کار و گرفتاری داره شبیه قرقی ظاهر میشه:)) یا امشب که جشن بودیم و خیلی دیر تموم شد و ماشین همراهم نبود با یکی دیگه از برادراش تماس گرفت تازه ده دقیقه بود که به خونش رسیده بود گفت: صبر کنید من مییام، با قیافه ای فوق العاده خسته و خواب الود اومد (دروغ چرا کمی حسودیم شد ، میدونم شاید حسرت نداشته باشه ولی حس امشب من این بود ،(. یا بعضی ها که همش در عکس پروفایل یا هر چیز دیگه قربون صدقه خواهراشون میرند این افراد رو هم واقعا میخوام بدونم حسشون چیه دقیقا :( فرزند اول بودن همش مسئولیت ، توقع ،انتظارات دیگران یا حتی نزدیک ترین افراد زندگی (پدر ،مادرته) ، همه تجربه ها رو باید خودت به دست بیاری همش خودتی و خودت (حداقل برای منی که به این روال زندگی معمولی راضی نیستم همینه یا شاید هم من حتی معمولی هم نمیتونم خوب زندگی کنم ).





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 تیر 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

دختر بودن حس و شوق خاصی داره، دلبری ها ، یا ناز کشیدنهات که خریدار داره ،وقتی هنوز کوچکی؛ میشی دلبر و همدم بابا و مامانی. بابایی قربون و صدقت میره و تو هم هر دفعه بیشتر خودت رو براش لوس میکنی، تو اغوشش اروم میگیری :) بزرگتر که میشی حواسشون بیشتر بهت هست، به خصوص اگر داداش غیرتی هم داشته باشی اونوقت چی میشه کم کم که بزرگتر میشی بیشتر حساسیت های اطرافیانت رو درک میکنی عادیه چون دوستت دارند ولی خودت قبول نداری سن نوجوانی یک بار عاشق میشی روز دیگه ازش تنفر داری این زمانها با این هیجاناتش زیباست زمانهایی که میگذره احساساتت بیشتر میشه بیشتر وابسته میشی ولی این زمانها هم میگذره کلا زندگی گذراست با کمی عاقل تر شدنت فکرها و احساساتت رو به سخره میگیری با کمی توجه به محیط اطراف میفهمی هر دوست داشتنی وقربونت بشم اینا نشون دهنده ی مجنون زندگی تو نیست باید روح و جسمت رو به کسی ببخشی که فقط تو رو به خاطرقلب و روح بزرگت بخواد نه فقط ظاهر و جسمت با حرف هیچی ثابت نشده و نمیشه با عمل شاهزاده رویاهات همه چیز رنگ واقعی میگیره دختر بودن سخته باید ارزش خودت رو بدونی ،هوشیار باشی،به احساسات و لطافتت تسلط داشته باشی کلی مهارت به یاد داشته باشی در اینده خوب همسرداری کنی و بتونی مادر خوبی باشی ولی بازم دلچسبه .


#دلشوره های دخترانه هم حال و هوای خودش رو داره امشب وقتی خبر تصادف قطار مشهد رو شنیدم از ترس و دلهره که فکر کردم امشب حرکت کرده بودند به داداشم چند مرتبه زنگ زدم بدون اینکه حرفی از تصادف بزنم داداشم برگشت گفت: ابجی یادم باشه اول صبح موقع رفتن به حرم فقط برای شفای تو دعا کنم:((



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :