دل نوشته ها
تعهد داشته باش تا حالت خوب بشه
سه شنبه 8 خرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

امشب دلم خواست بازم برای پدرم بنویسم, بعضی وقت ها غرور زیادم اجازه نمیده همیشه به پدرم بگم چه قدر دوستت دارم و همیشه وجودت برام ارامش بخش بوده, هر چند که با ابراز احساسات و این حرف ها اصلامشکلی ندارم و راحت حرفام رو میزنم ولی نمیدونم چی باعت میشه, شاید اینکه بزرگ شدی دختر ,قد کشیدی ,هیچ وقت نخواستم از این دخترای لوس بابایی باشم که اگر یک روز پدرم نباشه نتونم از خودم دفاع کنم و یا نتونم از خانوادم با تمام وجود حمایت کنم هرچند پدرم هیچ وقت این رو نخواسته و خیلی هم در این موارد سخت گیر بوده, اینکه همون اول فرصت تجربه های زیادی به من و برادرم داد ولی همیشه کنارمون بود و حرف هاش رو به مامیزد ولی بازم نتیجه کارام دست خودمون بودامشب با اینکه اصلا حالش خوب نبودو لی اصلا حال بدش رو بهم منتقل نکرد باز همون خنده و همون پدری که حرف دخترش رو با تمام وجود میشنوه بدون اینکه قضاوتی بشم و یا سوال و درخواستی باشه و یا خبری از محدودیت باشه همون انرژی های خوب همون تکیه گاه محکم و مهربون اینکه تا وقتی وجودش در قلبم هست هیچ ترسی وجودم رو نمیگیره, هیچ ترسی, و حتی با یادش تمام وجودم رو ارامش میگیره با وجود همین پدر نازنینم هست که میتونم تا حد زیادی خودم باشم و برای بهتر بودن تلاش کنم. امشب به خودم گفتم مریمی چرا تو اینقدر باید پدرت رو در ذهنت مرور کنی چون پدرم قهرمان من بوده و من باید پاسدار نام قهرمان زندگیم باشم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :