تبلیغات
دل نوشته ها - تو نغمه ی تکرار کودکانه ی منی.
 
دل نوشته ها
تعهد داشته باش تا حالت خوب بشه
سه شنبه 29 خرداد 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

عزیز دردانه ی مادر، عزیز تر از جانم ؛ اولین باری که متوجه حضورت در این دنیا شدم غم و ترس عجیب وجودم رو فرا گرفت، خوشحال از اینکه تو همه ی وجود منی ، ترس از اینکه در این زمانه ی بی روح و سرد باید توانمندی های زیادی در وجودت داشته باشی وترس از اینکه اگر مادر خوب و توانایی نباشم اینده ی تو ممکنه تباه بشه. دردانه ی مادر، من از تو انتظار خوب بودن و دختر خوب بودن طبق عرف جامعه و ارزش های دیگران رو نخواهم داشت, تو خودت حق انتخاب و اختیار داری و در نهایت رضایت خودت مهم خواهم بود .روزی که اولین قدم رو برداشتی و ایستادنت رو با چشم خودم دیدم چه شوقی وجودم رو فرا گرفت ، با هر کلمه مامان, مامان گفتنت قند در دلم اب میشد؛ هیچ چیزی در این دنیا این همه شادی رو برام به ارمغان نمی اورد . تو از وجود خودم بودی و منم حق نداشتم کوتاهی کنم .وقتی چهار سالت شد رو یادته دخترم, کم کم حسادت هات داشت شروع میشد، هووی من شده بودی, پدرت (قهرمان زندگیت )رو فقط برای خودت میخواستی. بابای خوشبختت هم باید از هر چیزی دو تا میخرید از کفش های پاشنه بلند و لباس های رنگی که عاشقشون بودی، از طرفی منم میخواستم کنارم باشی ولی از دلم خوشحال بودم که پدرت رو به عنوان بهترین رفیق حساب کردی. روزی که برای رفتن به مهد کودک باید اماده میشدی چه قدر برام سخت بود به وجودت عادت کرده بودم؛ ستاره ی اسمان من ، بعد از رسوندنت کلی گریه کردم ,ولی خوشحال بودم که دختر کوچولو خودم دوستان جدیدی پیدا میکنه. کم کم قد کشیدنت رو میدیدم ولی به همون نسبت دلواپسی ها و دلشوره هام بیشتر میشد، میترسیدم؛ می ترسیدم از اینکه راه رو از بی راهه تشخیص ندی واذیت بشی. مادر جان، بهت اعتماد داشتم ولی به ادمهای این زمونه اعتمادی نبود؛ پس بزرگتر که شدی سرزنشم نکن .عزیز تر ازجانم چند ماهی که میگذشت شاهد بزرگتر شدنت بودم ناسازگاری هاتم بیشتر میشد ،میگفتی من نمیتونم بفهممت ولی برای من فرقی نداشت دوست داشتم فقط حرف هات رو بشنوم. گل مادر ،همیشه میخواستم بهترین رفیق و همراهت باشم تا نبینم اون روزی که اطلاعات ومسیر اشتباه رو از دوستات یاد بگیری. تو لایق بهترین ها بودی و هستی .هیچ وقت به خاطر حرف ها و صحبت هام سرزنشم نکن، هیچ مادری بد دخترش رو نمیخواد حتی اگر ظالم باشه ،حتی اگر احساسات و لطافت دخترش رو درک نکنه.؛این عبارت رو زمانی درک میکنی که خودت حس مادر بودن رو لمس کرده باشی. ماه اسمون من ، یک سری صحبت هایی هست که دوست دارم گوش بدی ولی مطابق با میل و عقل خودت مسیرت رو انتخاب کنی میدونم که ما رو نسبت به خودت بی اعتماد نمیکنی.

تا میتونی از زندگیت لذت ببر، از چیزای خیلی ساده که خیلی ادمها اصلا بهش توجه نمیکنند؛ همین زیبایی های ساده مهم ترین ها و بهترین ها رو برات رقم خواهد زد از هیچ کس طلبکار نباش دخترم این کار رو خیلی ها انجام میدند تو منجی خودت باش.

دخترم، من مانع تجربه ها و روحیه جست و جو گر تو نمیشم تا میتونی با دیدگاه ها و باورهای مختلف اشنا شو باعت افتخار ما خواهی شد که مسیر درست رو طبق ارزش های خودت انتخاب کنی.

همیشه سعی کن لبخند بر لب داشته باشی، حتی در اوج ناراحتی ،زمانی که دلت از همه ی ادمها گرفته و خیلی ها ممکنه فقط بهت اسیب بزنند .دخترم ،من همیشه کنارت نیستم اگر در اختیار من بود نمیخواستم کوچک ترین رنج و دردی در وجودت ببینم ولی حیف که این چیزی جز وهم و خیال نیست. دخترم، میدونم توانچنان قوی هستی که مشکلات در برابر تو تعظیم خواهند کرد.

پروانه ی من، این رو بدون همیشه کنارتم، حتی وقتی جسمم در کنارت نباشد. دوستت دارم، مامان مریم

پی نوشت: به لطف یکی از بهترین دوستان این ایده به ذهنم رسید حتی فکر کردن برام خیلی سخت بود ،مادر و این همه مسئولیت. به نظرم تا وقتی یک مادری قادر نباشه فرزند خوبی تربیت کنه حق به دنیا اوردن هیچ فرزندی رو نداره.

پی نوشت: این حرف ها حاصل دیده ها و شنید ن تجربیات مختلف بود.☺





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 تیر 1397 12:46 ب.ظ
هعی روزگار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :