دل نوشته ها
تعهد داشته باش تا حالت خوب بشه
درباره وبلاگ


خیلی وقت ها برام مهم بوده که درست زندگی کنم به این معنا که به خواسته ها و رضایت خودم برسم، هم این دنیا رو داشته باشم و هم اون دنیا ولی حقیقتش این بود که من در پیدا کردن این دنیا خودم هم مشکل داشتم و هنوزم نمیدونم باید این چند سالی که قرار براین هست نفس بکشم بهتره چیکار کنم زنده ماندن رو بر مرگ ترجیح میدم.
با نوشتن ارامش گرفتم از این حالت سردرگم بودن کمی بیرون اومدم در دنیای تضاد امروز اینکه بخوای خودت رو زندگی کنی واقعا سخته و من در جست و جوی بهترین خودم هستم.


مدیر وبلاگ : مریم رمضانی
نویسندگان
شنبه 26 اسفند 1396 :: نویسنده : مریم رمضانی
چند روزی بود که تصمیم گرفته بودم دیگه اصلا مطلبی در وبلاگم ننویسم البته تصمیم نبود چون کف گیرم به ته دیگ خورده بود اصلا نمیدونستم چی باید بنویسم و حوصله ی مطالعه و خواندن مطالب اضافی نداشتم خودم  رو قانع کردم که  1 دفترچه شخصی مخصوص خودم درست کنم و هر چی دل تنگم میخواد بنویسم  دیدم خب من اینکار رو دارم انجام میدم همون 1000 کلمه ای که در طول روز مینویسم  فرقی نمیکنه تایپ کلمات درست باشه یا نه ولی خب افکارم  رو سریع مینویسم  بعد به خودم گفتم خب پس در تلگرام کانالی مخصوص خودم درست میکنم و مینویسم امان از این دل غافل اگر وبلاگ نهایت 2 ساعت وقتم رو میگرفت اینستا و تلگرام 7 الی 8 ساعت وقتم رو میگرفت اصلا هم متوجه  نمیشدم چطور زمانم میگذره گفتم دختر تا دیر نشده برو سراغ وبلاگت همین تنها چیزی بود که باعث شد کمی  بهتر فکر کردن رو یاد بگیری و مسیر زندگیت رو مشخص کنی دانشگاه که کسی یاد نداد البته وظیفه ی خودم هم بود ولی به این هوشیاری نرسیده بودم که این مهارت ها بیشتر از درس خوندن به کارم مییاد در وبلاگ قبلیم با دوستانی  اشنا شدم   که فوق العاده بودن از تجربیاتی که در اختیارم قرار میدادن و یا  از وبلاگ های خوبشون استفاده میکردم و کلی مطلب یاد گرفتم بیشتر یاد گرفتم هوشیار تر باشم و روشن تر فکر کنم از مخاطب های خوبم  اقا علی رضا که تجربه ها و نظر های فوق العاده میداد کلی یاد گرفتم از یکی دیگر از مخاطب های وبلاگم اقا ایمان که وبلاگی که داشتن فوق العاده بود حرف هایی بود که خیلی وقت ها میشنیدم ولی نمیدونم چرا جنس حرف ها فرق میکرد با قلمی زیبا و نهایت روشنفکری نوشته  شده بود از چندین نفر دیگر از دوستان محسن عزیز و سید جواد هم ممنونم که خیلی راهنماییم کردن هیچ وقت فکر نمیکردم نوشتن باعث بشه  به اندازه اپسیلونی این  ذهن رو به کار بندازم  خودم رو بیشتر کشف کنم اون چند ماه اخیر با یکی سری دغدغه ها و مشکلاتی رو به رو بودم در کل اصلا حال  و هوای خوبی نداشتم ولی همین نوشتن باعث شد خیلی خیلی بهتر بشم صبورتر بشم با فکر و دقت بیشتری حرف بزنم دست از کنجکاوی های زیادم بردارم و خیلی چیزای دیگه به هر حال دستاورد  های زیادی برام داشت اون وبلاگم رو حذف کردم چون دیگه دغدغه هام  اون حرف ها نیست یک سری چیزایی دیگه بود و نبودشون در این زمان و شرایط فعلیم برام مهم نیست   هم اینکه در اخر فقط میخواستم دلم رو خوش کنم که امروز من یک پست برای بلاگم گذاشتم اصلا فکر نمیکردم دیگه  یاد نمیگرفتم و حتی ذره ای مطالعه نمیکردم ولی این وبلاگ اینطوری نیست چون عجله ای ندارم و دیگه تیک زدن ها و فوری انجام دادن کارها به اصطلاحی سمبل کردن برام اهمیتی نداره دوست دارم علاقه مندی هام یا فکر هاو دغدغه هام و هم چنین کتاب هایی که میخونم و برداشت هام رو بنویسم میخوام خود خودم باشم بودم ولی من مریمی میخوام که در عین خود بودن نهایت هوشیاری واگاهی و قوی بودن رو داشته باشه شجاعت و ریسک درسته خوبه ولی در کنارش اگاهی و هوشیاری و طرز فکر صحیح حتما لازمه به نظرم در غیر این صورت به خصوص برای دختر حماقتی بیش نیست نمیخوام مدل ذهنیش مثل بقیه باشه ازش چیزای عجیب و غریب و خود نمایی نمیخوام  بلکه یک طرز فکر و مدل ذهنی و نگرش جدیدی میخوام ولی در اخر مسیر و مقصد خوبی هم داشته باشه.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :