دل نوشته ها
تعهد داشته باش تا حالت خوب بشه
شنبه 29 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

Chaque personne a beaucoup de problèmes, certain temps tu pense que tu es seul dans la vie et seulement tu as beaucoup de problmème, mais non maryam ; toujours tu dois trouver la meilleur solution pour votre problème, tu es une fille intelligente et gentille, la première personne de ta vie est toi-même ; entre le sentiment et la raison .c'est mieux que tu choisissait la raison


زمانی هست که فکر میکنی تنها خودت در این دنیا با مشکلاتی روبه رو شدی ،احساس تنها بودن داری اما نه مریم، هر کسی مشکل خودش رو داره منتها جنس مشکلات و غم و غصه ها فرق داره ،چیزی که مهمه اینه که دنبال بهترین راه حل باشی. اولین شخص زندگیت خودتی پس فعلا بین دو راهی عقل و احساس عقل رو انتخاب کن, تو که وظیفه ای نسبت به حال دیگران نداری اگر حال خودت خوب باشه اونها هم با دیدن تو و انرژیت حالشون بهتر میشه.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 29 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

همیشه با مشکلات کنار اومدن اونم به هر قیمتی نشانه ی درست زندگی کردن نیست, اینکه عذاب بکشیم، به چه قیمتی؟ فرار کردن چیزی رو درست نمیکنه ؛برای بهتر زندگی کردن باید مبارزه کنی، یک فلسفه ای برای خودت داشته باشی که اگر محکم بر اثر طوفان روزگارنقش بر زمین شدی دوباره ادامه بدی؛ به این فلسفه فکر میکنم چه دلیلی میتونه در اینده نجاتم بده؟ واژه پدرم همیشه ارامش بخش وجودم بوده ولی میشه دلیل زندگیم پدرم باشه؟ از امروز جملاتی که برام جالب است رو به فرانسه مینویسم.

اگر از تنهایی میترسی به جست و جوی حقیقت نرو

  • si tu as peur de la solitude ne cherches pas la vérité
  • Quand tu veux penser beaucoup, tu as fui de résoudre de te problème
  • زیادی فکر کردن در مورد اتفاقات زندگی نشانه ی اجتناب ادمی برای حل مسئله است.
  • امشب برای دو ماهی که گذشت جمع بندی هام رو نوشتم به نظر خودم موفق شدم حداقل در انجام برنامه ریزی تعهد داشته باشم و حتی اگر چند هفته نیمی از برنامه هام رو انجام ندادم بازم به تعهد خودم عمل کنم تازه دارم با مفهوم نظم و برنامه ریزی اشنا میشم:)))




نوع مطلب : مهارت های دخترانه، 
برچسب ها : مبارزه، ایستادگی، ادامه دادن،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

دیشب خوابی دیدم که ذهنم رو شدید درگیر خودش کرد و لی در نهایت حس خیلی خوبی برام داشت ،نمیدونم چرا باید چنین خوابی رومن میدیدم ؛چرا این موقع و این لحظه ، اینقدر عجیب، ترسی شدید همراه با شیرینی در وجودمه. بدجوری دلم هوای حرمت رو کرد امام رضا.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

بعضی افراد رو با اینکه از نزدیک ندیدیشون ولی همیشه از نوشته هاشون انرژی میگیری ؛ یکی از این ادمها برای من شاهین کلانتری عزیزه، همیشه صبح زمانی که از خواب بیدار میشم اولین اولویت های روزانم این هست که مطالب سایتش رو بخونم و خودم رو انالیز کنم؛ میدونم خیلی هم سرش شلوغه ولی با نهایت صبر و حوصله جواب هات رو میده ،جنس حرف هاش فرق داره و این تمایز ؛ شدید در من اثر داره به خصوص وقتی که حس میکنم با عمل و تجربه های خودش نوشته شده باشه ، بعضی ادمها خودشون نمیدونند که چه قدر وجودشون برات عزیزه و هر لحظه با حرف هاشون و نوشته هاشون ارامش میگیری و برای رشد خودت و بهتر زندگی کردن در این دنیا تلاش میکنی.





نوع مطلب :
برچسب ها : تفکر، عمیق بودن، معنا،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

امروز عصر با کلی خواهش ازیکی از دوستانم که شخصی کاملا درونگراست خواستم باهم قدم بزنیم و ازش مشورت بگیرم ،ادمهای درونگرا شخصیت ها و رفتارهای خاصی دارند، ولی به عنوان بهترین دوست میشه روشون حساب باز کرد؛ حرف هایی که میزنند و یا تصمیم هایی که میگیرند خیلی حساب شده است ، به نظرم مییادچون اوقات تنهاییشون بیشتر با کتاب پر میکنند خیلی وقت ها حرف ها ی تازه ای ازشون میشنوی؛،مهربونی های خاصی هم دارند، استثنا هم هست ،تازگی ها سعی میکنم دوستانم رو از این تیپ شخصیتی انتخاب کنم هر چند برای شخص برونگرایی که بیشتر انرژیم رو از ادمها و محیط اطرافم میگیرم کارها و این حس تنهایی هاشون عجیب بودولی در کل اشخاص جالب و جذابین؛ از وقتی که میخواستم خودم رو بیشتربشناسم و در غار تنهایی خودم فرو رفتم این افراد بیشتر برام جذاب تر شدند شایدم مهم ترین فایده ی تنهاییم این بود منم باید یاد بگیرم کارهام و حرف هام رو خوب بسنجم، کم تر ریسک کنم یا حداقل کمی اگاهی داشته باشم .خیلی وقت ها این موضوع رو نادیده گرفته بودم دوست خوب و با ارزش میتونه بهترین نعمت زندگیت بعد از خانوادت باشه و در این زمونه باید چند دوست خوب و همراه و هم هدف خودت پیدا کنی در غیر این صورت تحمل شرایط ها خیلی سخته.





نوع مطلب :
برچسب ها : خصوصیات، شناخت، رفتار،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

بعضی وقت ها باید دوباره نو شوی؛ پوست قدیمی رو از بدنت جدا کنی ،همین پوست عوض کردن خیلی سخته، اینکه باورها و عقایدی که چندین سال با اون بزرگ شدی عوض کنی ولی من باید اینقدر مقاومت نکنم و به خودم اجازه درد و رنج کشیدن رو بدم ؛یک سری الگوهای تکراری در زندگیم بودند که باعث شکست خوردن یا ترس از شکستم شده بودند الگوها رو بررسی کردم،خیلی از خودم تعجب کردم که اینقدر نسبت به خودم و شناخت خودم اگاهانه تر عمل میکنم ،اینها رو مدیون نوشتن هستم. مریم یاد بگیر که اینقدر سرسخت و مقاوم نباشی حداقل در مورد باورهات همین باش.





نوع مطلب : مهارت های دخترانه، 
برچسب ها : مقاومت، تغییر، رنج،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

یک زمانهایی باید خدا رو شکر کنی دختر خوب؛ به این دلیل که خدا اینقدر دوستت داشته که دوست های خوبی برات فرستاده؛ کسانی که به فکر رشد و ارتقا خودشون هستند اونا هم مثل خودت میخواند خودشون رو کشف کنند ،بعضی وقت ها که دلت از همه ادمها میگیره میدونی یکی از هم جنس خودت هست که حرفت رو گوش بده ؛ اینقدر اهل مطالعه و عمل هست که به حرف هاش به جان دل گوش بسپاری؛ در این شرایط, واقعا دوست خوب و اهل عمل یک نعمته؛ کسی که ظاهر و باطنش یکیه و اینقدر صاف و زلال و لی کاملاهوشیار و اهل مطالعه؛ داشتن چنین فردی در زندگیت نعمته امشب به دوستم گفتم به خاطر داشتنت خدا رو شکر میکنم زمانی وارد زندگیم شدی که هیچ چیز مناسب حالم نبود منم نسبت به دوستم وظیفه دارم باید بتونم به رشد شخصیش و پیشرفتش کمک کنم هر چند که خیلی هدف ها مون شبیه همه ولی باید در سخت ترین شرایط کنارش باشم.





نوع مطلب :
برچسب ها : دوست خوب، نعمت، سعادت،
لینک های مرتبط :
جمعه 21 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

زمانهایی است که احساس میکنی زندگی کردن خیلی سخته به این طرف و انطرف هم نگاه میکنی بیشتر شک میکنی, خیلی ها در حال گله کردن از این زندگی هستند بعضی ها فکر میکنند استعدادشون در این کشور به هدر میره و هیچ وقت شناخته نمیشند, یکی دیگه احساس میکنه مسیر زندگیش اشتباه بوده و علاقه و استعدادش فقط در زمینه موسیقی بوده ,مشکل اینجاست که اون کسی هم که فکر میکنه استعداد موسیقی داره اصلا حاضر نمیشه حرفه فعلیش رو رها کنه میترسه از شرایط و یا از فرض های خودش; نمیدونم واقعا چرا این ادمها همیشه در حال شکایت گردن از روزگار خودشون هستندما ادمها خیلی محافظه کارانه عمل میکنیم همه چیز رو با هم میخواهیم ولی این مطلب رو درک نکردیم رسیدن به هر موقعیت و موفقیت دیگه ای با از دست دادنها شروع میشه, درسته بعضی کار ها هم راستا هم هستند و خیلی وقت ها در کنار رشته تحصیلی یا حتی حرفه ای که داری میشه کارهای هنری و یا مهارت ها مرتبط رو یاد بگیری ولی خیلی وقت ها نمیشه موازی کاری انجام داد و هم زمان کارهای غیر مرتبط که نیاز به زمان و تمرکز دارند رو با هم انجام داد .

پی نوشت : درحال تجزیه مشکلات و عادت های خودم هستم که در اینده مانع توسعه ی فردی و شخصیم خواهد شد.





نوع مطلب : مهارت های دخترانه، 
برچسب ها : رشد، هم راستا بودن، هدف،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

مواردی هست که سعی میکنم در ذهنم تا حدودی به جمع بندی بپردازم ، پیج های مختلفی رو میدیدم، خیلی ها سعی میکنند خودشون رو خاص و متمایز جلوه بدن، هر طور شده از پروتز و عمل و ارایش های انچنانی، ولی بیشتر سعی در خودنمایی و جلب توجه محسوب میشه تا متمایز و منحصر بودن در معنای خوبش؛ به این معنی که من با توانایی ها واستعدادها و زیبایی هام کارهایی رو انجام بدم که دیگران انجام نمیدهند و زمینه رشد و پیشرفت خودم چه در زمینه شخصی و مادی رو فراهم کنم. افرینش دختر طوری است که نیاز به جلب توجه و تحسین دارد، ولی ایا با گذاشتن چند عکس انچنانی از وجود خودم میتونم خاص جلوه کنم ؟ یافقط تا حدودی لذت گذرا رو تجربه میکنم؟ ولی متمایز و اثر گزار نمیشم، چون خیلی ها هستند که در حال ابرازوجود هستند؛ این مورد رو نادیده نمیگیریم که هر از گاهی ممکنه مشهور بشم ولی بعد از زمانی رها می شوم؛ یکی از دوستانم چند روز قبل بهم گفت، مریم من میخوام بینیم رودوباره عمل کنم هنوز کمی انحراف داره، گفتم همین حالا هم خوبه به جای این همه هزینه کردن زبان المانیت روتقویت کن که بتونی به عنوان مترجم شرکتتون همراه مدیر عاملت در رفت و امد باشی اونوقت با یک حس خوب و پیشرفت خودت بیشتر دیده میشی ؛دوستم برگشت گفت من میگم بینیم خوب نشده تو داری چنین حرفی رو میزنی؟ با هم کمی بحث کردیم در اخر حرفش این بود در این شرایط سادگی معنا نداره و باید تمام تلاشت رو برای زیباتر شدن انجام بدی اونوقت به عنوان فردی خاص شناخته میشی از عمل بینی تا انواع پروتز ها و کلی ارایش و گریم های عجیب و غریب.

یک زمانهایی میدونم در بعضی باورهام تعصب دارم که باید کمی با انعطاف تر عمل کنم اما این ارزش هایی که در جامعه در حال گسترش هست رو انچنان درک نمیکنم من با زیبایی و طراوت مشکلی نداشتم ولی برای این کار نیاز به عمل ها جراحی و پروتزهای مختلف نیست بعضی وقت ها واقعا شرایط طوری هست که باید عمل کنی ولی نه اینکه سالم و تندرست باشی و از چشم و هم چشمی خودت رو به خطر بندازی ؛برای متمایز شدن راه های مختلفی هست اینکه مهارت هایی رو یاد بگیری که دیگران از انجام دادنش ترس دارند یا به دلیل اهمال کاری انجام نمیدند یا کتاب هایی مطالعه کنی و افق ذهنیت رو وسیع تر کنی که در رفتار و حرکاتت متمایز بشی این راه اسونتره و خیلی ها هم بهش عمل نمیکنند ولی در طولانی مدت رضایت بیشتری برات فراهم میکنه.

به این نتیجه رسیدم تعصب و عدم انعطاف پذیری و بسته بودن نسبت به حقایق واقعی روند رشدم رو متوقف میکنه ، تنها چیزی که باید نسبت با ان تعصب داشته باشم فقط رشد و ارتقای وجودم است پس بهتره بعضی باورهای تضادی که در ذهنم است رو دوباره برای خودم تجزیه و تحلیل کنم.

پی نوشت:چند روزی هست که تصمیم گرفتم به برخی تضاد هایی که در حرف دوستانم یا ذهنم هست بیشتر توجه کنم و برای خودم جوابی پیدا کنم.





نوع مطلب : تضاد های زندگی، 
برچسب ها : تعصب، تمایز، انعطاف پذیری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

ادمهای زیادی هستن ، خواهند بود که درزندگی و پیدا کردن مسیر زندگیشون شکست خورده باشند و بعد از همه چیز گلایه و شکوه کنند یا نه ،حتی سعی کنند تجربه ها ی جدید دیگر راامتحان نکنندو زندگی عادی و یکنواخت خودشون رو ادامه بدند تا زمانی که نفسی هست و قرار بر این باشه که زندگی کنند؛ اینکه یک بار شکست بخوری وبه فکر شکست و حماقت هات باشی و یا اینکه از ادامه دادن و دوباره تجربه کردن ترس داشته باشی ؛یک ترسی عمیق ؛و شاید دوباره تجربه های ناخوشایند ،که ترجیج میدی زمان همه چیز رو جلو ببره و یا حتی با گوشه گیری و انزوا بخوای همه مسائل رو حل کنی.

هیچ چیزی بدتر از این نیست که خودت رو زیر سوال ببری، سرزنش کنی ، عزت نفست رو از بین ببری؛ ما قرار هست در این دنیا زندگی کنیم مگر قرار نیست شاد باشیم؟ و برای رسیدن به خواسته هامون و بهتر زندگی کردن تلاش کنیم؟ زندگی یک بازیه، بازیه که بهتره سعی کنی مهره هات روبهترین مکان قرار بدی زمین بازی ما ادمها فرق داره ولی نسبت به شرایطی که خودمون در اون هستیم میتونیم موفق تر از قبل عمل کنیم .

قبول دارم شروع کردن خیلی سخته ،به خصوص زمانی که از همه چیز ناامیدی، نه از بقیه بلکه از زندگی و مسیر شخصی خودت ،ولی بهتر از این نیست که اجازه بدی فقط زمان همه چیزا رو درست کنه؟ گذشته ای که بوده ، تجربیات چه تلخ و چه خوب تمام خاطره است ، تو با فکر کردن باخودت و مسیرهای فکریت انرژی خودت رو کم میکنی .

درد اصلی اینجایی شروع میشه که تو میدونی باید سریع تر کاری رو انجام بدی و لی معلق میمونی، تعللی که مسیرت رو عوض میکنه و برای جبرانش از عزت نفس خودت هزینه میکنی تا اجازه ندی دوباره تجربه ها قبلی برات تکرار بشه، بعضی وقت ها باید به خودت بگی باید چند مرتبه این سر مبارک به سنگ بخوره بفهمی باید چیکار کنی ،مشکل اینجاست دیگه میدونی باید چیکار کنی ولی ترجیح میدی بی خیال همه چیز بشی .

همیشه فرار کردن بهتر از ساختن و درست کردن بوده است ،راهی کم هزینه ولی به قیمت از دست رفتن خودت، من نیز مستثنا از این گروه نبودم ولی تقریبا یک سالی هست که یاد گرفتم باید بمونم و مبارزه کنم حداقل بعدعذاب وجودم رو ازار نمیده ولی خب واقعا راهی نیست کم تر هزینه اشتباهات خودمون رو پرداخت کنیم ؟





نوع مطلب : مهارت های دخترانه، 
برچسب ها : تجربه جدید، شکست، خردشدن،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مریم رمضانی

در یکی از کلاس های امروزم سوژه ی جالبی مطرح شد، اگر حق به دنیا امدن دوباره را داشتین دختر بودن را ترجیح میدادی؟ یا پسر بودن را ؟ استادعزیز ما از نفرات جلو ی کلاس شروع کرد؛ دختران از جنسیت خودشان راضی نبودند علاقه ای به طراوت های وجود خود نداشتن و هم چنین حسی که خدا در وجود انها قرار داده ؛ احساسات خودشون رو بهترین مانع برای شکست بیان میکردند ، اینکه مادر بودن، یعنی فداکاری محض یعنی ساقط شدن خودت از زندگی  !!!.. عجیب بود شنیدن این حرف ها وقتی پسران هم کلاسیم ترجیح میدادند اولین فرزندانشان دختر باشد فقط به دلیل شاداب و با طراوت بودن ، تمایل شدیدی به مرد بودن حس میشد واژه هایی نظیر مرد یعنی ، محکم بودن، ازادی های بی حد و حصر ، نیمی از کلاس دختر بودن را معادل محدود بودن در نظر گرفتن ، یعنی حجاب اجبار ی که باید داشته باشی و حق ورودی که به استادیوم های ورزشی نداری، ممکن نیست ساعت 3 نیمه شب بیرون بروی و در خیابان ها قدم بزنی و هم چنین در اینده خیلی از کارها را بدون اجازه همسرت انجام بدی .
نظرم این است دختر بودن یعنی عشوه گری و طنازی ، یعنی اغوش دوست داشتنی بابایی ، یعنی حس های خوبی که میدونی برای خوو خودته ،میتونی لمسش کنی مثل مادربودن حسی که به نظرم مییاد نشه با تمام خوشی های دنیا جایگزین کرد .محدودیتی نیست وقتی با کوچک ترین انرژی زنانه ای قادر هستی قلب ها را تسخیر خودت کنی و با کمی شهامت و شجاعت از فولاد هم محکم تر شوی ، اما با کمی فراتر رفتن از این سرزمین میتوان لذت های دیگری هم تجربه کرد لذت هایی که به معنای محدودیتت در جامعه به ظاهر اسلامی نباشد از جنس ازادی مطلق .... واقعا چرا؟؟؟
من دختر بودن رادوست دارم فرای این انرژی و طراوتهای دخترانه، دوست دارم محدودیت هایی که جز ازادی روحم چیز ی در آن نمیبینم هیچ چیزی جز ازادی مطلقم را...





نوع مطلب : تضاد های زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :