دل نوشته ها هر چه بیشتر خودم رو میشناسم حیرانتر میشم ولی تنها چیزی که میدونم من عاشق و شیفته بچه هام. tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com 2018-10-17T08:07:07+01:00 mihanblog.com مریم در چندین کلمه 2018-09-11T05:15:00+01:00 2018-09-11T05:15:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/123 مریم رمضانی امروز نوشته ی خوب یکی از دوستان متممیم حمید طهماسبی رو دیدم چالش زیبایی رو به نمایش گذاشته بودمعرفی خود در ۴۰۰ کلمه منم خواستم این چالش رو انجام بدم ،اسم من مریمه اما در اصل شبنم بهم میگن خودم از این اسم زیاد خوشم نمییاد و هر دفعه به یکی از این دو اسم صدا زده میشم دوران دبیرستانم نسبتا خوب بود و جز شاگردهای خوب بودم دوران دانشگاه با انتخاب رشته اشتباهم و اینکه بعدا دیر متوجه شدم تا حدودی چی میخوام زیاد راضی نبودم و البته هنوزم تاسف میخورم ولی در اونجا ادمهای خیلی خوبی اشنا شدم و خیلی چیزا ی امروز نوشته ی خوب یکی از دوستان متممیم حمید طهماسبی رو دیدم چالش زیبایی رو به نمایش گذاشته بودمعرفی خود در ۴۰۰ کلمه منم خواستم این چالش رو انجام بدم ،اسم من مریمه اما در اصل شبنم بهم میگن خودم از این اسم زیاد خوشم نمییاد و هر دفعه به یکی از این دو اسم صدا زده میشم دوران دبیرستانم نسبتا خوب بود و جز شاگردهای خوب بودم دوران دانشگاه با انتخاب رشته اشتباهم و اینکه بعدا دیر متوجه شدم تا حدودی چی میخوام زیاد راضی نبودم و البته هنوزم تاسف میخورم ولی در اونجا ادمهای خیلی خوبی اشنا شدم و خیلی چیزا یاد گرفتم دوستانم به عنوان دختری کنجکاو و شیطون و با پشتکارمیشناسن دو مورد اولی رو قبول دارم اخری رو خودم نمیپذیرم عاشق تجربه های جدیدم کارای مختلفی انجام دادم از کارای هنری و بازار یابی و تدریس و مترجم و اموزش مهارت های فردی و روانشناسی و ..اصولا دوست ندارم در کاری تمرکز کنم و زود خسته میشم همینم باعث سرگردانی بیشتر میشه ،عاشق بچه هام و اگر کنارشون باشم سن خودم رو فراموش میکنم و مشغول بازی و کنجکاوی با اونها میشم فعلا هم مدرس و مترجم هستم.

]]>
دل نوشته 2018-09-08T21:42:00+01:00 2018-09-08T21:42:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/122 مریم رمضانی بعضی وقت ها حس میکنم ۱ جایی هستم خیلی دور نه در این زمین خدا در حال زندگی کردنم و نه در فضا سیر میکنم به هر حال هنوز کمی اشفتم. دیروز سعی کردم نگاه خودم رو در ابعادی از زندگی که برام مهم تره ببینم؛ در پیشرفت ،نگاه به خودم ، کار، پول ،ازدواج،دوستان، نگاه به جنس مرد، خیلی برام جالب بود تصمیم های من بیشتر ازجنس نگاهم بود که اصلا توجهی بهشون نداشتم. همیشه حس میکردم باید زنان هم قدم به قدم مردها پیشرفت کنند و اینکه اصلا جنس زن ضعیف نیست وقتی امسال فرصت کاری اتفاق افتاد فهمیدم عجب اشتباهی کردم جنس بعضی وقت ها حس میکنم ۱ جایی هستم خیلی دور نه در این زمین خدا در حال زندگی کردنم و نه در فضا سیر میکنم به هر حال هنوز کمی اشفتم. دیروز سعی کردم نگاه خودم رو در ابعادی از زندگی که برام مهم تره ببینم؛ در پیشرفت ،نگاه به خودم ، کار، پول ،ازدواج،دوستان، نگاه به جنس مرد، خیلی برام جالب بود تصمیم های من بیشتر ازجنس نگاهم بود که اصلا توجهی بهشون نداشتم. همیشه حس میکردم باید زنان هم قدم به قدم مردها پیشرفت کنند و اینکه اصلا جنس زن ضعیف نیست وقتی امسال فرصت کاری اتفاق افتاد فهمیدم عجب اشتباهی کردم جنس من اینقدر خشن و جنگجو نیست که بتونه مقاومت کنه ،نمیتونم احساسات و روحیه دخترانم رو سرکوب کنم و اصلا خودم هم نمیخوام. این به معنی ضعیف بودن زنها نیست ولی دنیای مردها با ما خیلی تفاوت داره .

]]>
در دل 2018-09-07T22:43:00+01:00 2018-09-07T22:43:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/121 مریم رمضانی دوست داشتم خواهری داشته باشم از این اجی های واقعی که وقتی دلم میگیره سرم رو روی شونه هاش بزارم و همه ی ماجرا ها رو بهش بگم به همین دلیله هر وقت خوابگاه یا هر جای دیگه اجی های دوقلو میدیدم که باهمند و این قدر حواسشون بهم هست ذوق میکردم یا وقتی کسی برادر بزرگتر هم داشت تو ذهن خودم کلی رویا بافی میکردم اینکه منم اگه داداش بزرگتر داشتم اینجوری میشد یا چه قدر برای دوستام کلاس میزاشتم از این فانتزی های دختروونه که بعضی وقت ها تو ذهنم هنوز که هنوزه دوست داشتم خواهری داشته باشم از این اجی های واقعی که وقتی دلم میگیره سرم رو روی شونه هاش بزارم و همه ی ماجرا ها رو بهش بگم به همین دلیله هر وقت خوابگاه یا هر جای دیگه اجی های دوقلو میدیدم که باهمند و این قدر حواسشون بهم هست ذوق میکردم یا وقتی کسی برادر بزرگتر هم داشت تو ذهن خودم کلی رویا بافی میکردم اینکه منم اگه داداش بزرگتر داشتم اینجوری میشد یا چه قدر برای دوستام کلاس میزاشتم از این فانتزی های دختروونه که بعضی وقت ها تو ذهنم هنوز که هنوزه

]]>
نظم 2018-09-06T05:00:00+01:00 2018-09-06T05:00:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/120 مریم رمضانی از نظم در زندگی خوشم نمییاد با کارهای پیش بینی شده مشکل دارم؛ در واقع با برنامه ریزی هم مشکل دارم ولی دوست دارم شبیه ادمهای با برنامه رفتار کنم ، این درگیری یک ساله منه . نمیدونم بعضی ادمها چطور در طول روز تمام کارهاشون رو انجام میدند و ریلکس عمل میکنند حالا در طول روز من هر چی هم در حال دویدن باشم وقت کم مییارم ،البته ادمهای درونگرا و دوستان این مدلیم روبیشتر اینطور دیدم به همین دلیل عمل و رفتاراشون برام جذابه از نظم در زندگی خوشم نمییاد با کارهای پیش بینی شده مشکل دارم؛ در واقع با برنامه ریزی هم مشکل دارم ولی دوست دارم شبیه ادمهای با برنامه رفتار کنم ، این درگیری یک ساله منه . نمیدونم بعضی ادمها چطور در طول روز تمام کارهاشون رو انجام میدند و ریلکس عمل میکنند حالا در طول روز من هر چی هم در حال دویدن باشم وقت کم مییارم ،البته ادمهای درونگرا و دوستان این مدلیم روبیشتر اینطور دیدم به همین دلیل عمل و رفتاراشون برام جذابه]]> دل نوشته 2018-09-05T14:50:00+01:00 2018-09-05T14:50:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/119 مریم رمضانی حس میکنم تصمیماتم در زندگی اشتباه بوده و خواهد بود. یکی از دوستانم امروزمیگفت ، ما نسبت به خیلی ها جلوییم ؛ همین که دغدغمون خیلی فراتر از خیلی هم سن و سالهای خودمونه یعنی داریم تلاش میکنیم که بهتر باشیم و حتما میشیم. راستیاتش به بعضی چیزا و کارا شک میکنم اینکه ایاحالا کارهای من و چند تا دوستانم بهتره که فکر رشد و بهتر رشدنیم یا دوستان بی خیال و خوش گذرانم که همیشه در شبکه های مجازی عکس ها وفیلم های گردش ، تفریح ولذت هاشونرو میزارندبا کلی قربونت برم و فدات بشم ها . ۱ وقت هایی که خسته میشم از خو حس میکنم تصمیماتم در زندگی اشتباه بوده و خواهد بود. یکی از دوستانم امروزمیگفت ، ما نسبت به خیلی ها جلوییم ؛ همین که دغدغمون خیلی فراتر از خیلی هم سن و سالهای خودمونه یعنی داریم تلاش میکنیم که بهتر باشیم و حتما میشیم. راستیاتش به بعضی چیزا و کارا شک میکنم اینکه ایاحالا کارهای من و چند تا دوستانم بهتره که فکر رشد و بهتر رشدنیم یا دوستان بی خیال و خوش گذرانم که همیشه در شبکه های مجازی عکس ها وفیلم های گردش ، تفریح ولذت هاشونرو میزارندبا کلی قربونت برم و فدات بشم ها . ۱ وقت هایی که خسته میشم از خودم و کارای عجیب ادمها به خودم میگم این زمان هنوز وقت هیجانه مثل خیلی های دیگه لذت ببر بی خیال شو دختر هنوز وقت هست، ولی ۱ ندایی درونم میگه تو کار خودت رو انجام بده . میدونی چیه اصلا؛ من عادت ندارم همیشه ی نصفه ی پر لیوان رو ببینم اگر همه ی دوستام بگند ما به پشتکارت غبطه میخوریم من باور نمیکنم باید خودم باور کنم و این چیزی جز عمل خودم و ارزش افرینی خودم نیست که راضیم میکنه.

#دیشب که این متن وبلاگم رو میخوندم به چند سال ایندم فکر کردم، مثلا ۵ سال دیگه؛ نمیخوام حسرت ها تو دلم بمونه یا تازه یادم بیاد جوانی نکردم یا خودم رو زیاد درگیر کرده بودم . دوستان اطراف و ادمها رو زیاد این مدلی دیدم اینکه فردی ۲۹ سالشه و تازه حسرت میخوره که نه درس خوندنش فایده داشته و نه تشکیل خانواده داده و نه هنری یاد گرفته اونایی هم که ازدواج کردند خیلی هاشون حسرت مجردی رو دارند که چرا بهره و لذت نبردند ومن هنوز در تشخیص فاز این ادمها موندم البته دیگه برام مهم نیست من تلاشم رو میکنم و انشالله خدا هم کمکم میکنه در این گروه هانباشم راستیاتش من تک بعدی بودن رو دوست ندارم اینکه به ۱ قسمتی از زندگیت بچسبی و بقیه رو رها کنی ولی خودم این روزا م رو دوست ندارم.

]]>
شک 2018-09-04T21:05:00+01:00 2018-09-04T21:05:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/118 مریم رمضانی دارم به خیلی چیزا شک میکنم حکمت بعضی چیزا رو متوجه نمیشم ؛ نمیفهمم چرا ادمی که بیشعورتر و نالایق تره در زندگی شانس و موفقیت بیشتری داره یا اون افرادی که بی خیال ترند و هر کاری دلشون میخواد انجام بدند سرنوشتشون خیلی از ما بهتره از ادمهای دورنگ هم خسته شدم از همه چیز خسته شدمم دوست دارم یا سرم رو به دیوار بزنم یا از این دنیا زودتر خلاص بشم. #ساعت ۳ و نیمه و من هنوز تو فکرم نمیدونم چرایی محکمی برای بعضی کارهام یا حتی ارزشهام ندارم ،اینکه چرا باید بهشون وفادار باشم خب دیگران که رعایت نمیکنند چه ات دارم به خیلی چیزا شک میکنم حکمت بعضی چیزا رو متوجه نمیشم ؛ نمیفهمم چرا ادمی که بیشعورتر و نالایق تره در زندگی شانس و موفقیت بیشتری داره یا اون افرادی که بی خیال ترند و هر کاری دلشون میخواد انجام بدند سرنوشتشون خیلی از ما بهتره از ادمهای دورنگ هم خسته شدم از همه چیز خسته شدمم دوست دارم یا سرم رو به دیوار بزنم یا از این دنیا زودتر خلاص بشم.

#ساعت ۳ و نیمه و من هنوز تو فکرم نمیدونم چرایی محکمی برای بعضی کارهام یا حتی ارزشهام ندارم ،اینکه چرا باید بهشون وفادار باشم خب دیگران که رعایت نمیکنند چه اتفاقی افتاده ؟همش شک و تردید. اگر ادامه پیدا کنه واقعا خستم میکنه میدونی علاوه بر اینکه سخته در این زمونه سعی کنی انسانیت داشته باشی روراست بودن و قاطع بودن در برابر خودت هم دشوارترینه اگر دست خودم بود نمیخواستم در این دنیا باشم( فعلا این حرفم از احساس و بی منطقیمه) نمیگم لذت و خوشی نیست ولی غم ها و ادمهاش خیلی عذاب دهندست

]]>
دل نوشته 2018-09-04T18:03:00+01:00 2018-09-04T18:03:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/117 مریم رمضانی میدونی؛ حس میکنم دارم همرنگ جماعت میشم و کم کم ناامید شدن رو یاد میگیرم. امروز به خودم گفتم هر چی که باشه من هنوز زندم ، باید سعی کنم خوب زندگی کنم من تلاشم رو میکنم سوادم رو بالا میبرم اگر من کم کم حس زنده شدن ناامیدی رو در وجودم حس میکنم و یا ادمهای اطرافم رو اینگونه میبینم ، من باید سطح سواد و اگاهیم رو بالا ببرم .از اینده خودم خبری ندارم شاید تا چند سال دیگه باشم یا نه، کی از ایندش خبر داره؟ اگر حالا از خودم ناراضیم باید سطح سواد و اگاهیم رو بالا ببرم تا بفهمم همه چیز ناامیدی نیست . میدونی میدونی؛ حس میکنم دارم همرنگ جماعت میشم و کم کم ناامید شدن رو یاد میگیرم. امروز به خودم گفتم هر چی که باشه من هنوز زندم ، باید سعی کنم خوب زندگی کنم من تلاشم رو میکنم سوادم رو بالا میبرم اگر من کم کم حس زنده شدن ناامیدی رو در وجودم حس میکنم و یا ادمهای اطرافم رو اینگونه میبینم ، من باید سطح سواد و اگاهیم رو بالا ببرم .از اینده خودم خبری ندارم شاید تا چند سال دیگه باشم یا نه، کی از ایندش خبر داره؟ اگر حالا از خودم ناراضیم باید سطح سواد و اگاهیم رو بالا ببرم تا بفهمم همه چیز ناامیدی نیست . میدونی درسته ۱ زمانی از بی تجربگیت ضربه میبینی یا اینکه میبینی دیگران از توانایی هات میخواند سو استفاده کنند ولی بازم من همه چیز رو از خودم میبینم از بی تجربگی و بی سواد بودن خودم؛ اگر خودم اگاه تر و هوشیارتر باشم همون اول همه چیز رو کامل حدس میزنم هر چند افرادی کنارم قرار بگیرند که چندین لباس بیشتر از من جوان پاره کردند منم از فکر و عقلم باید استفاده کنم.

]]>
سرزنش 2018-09-03T07:12:00+01:00 2018-09-03T07:12:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/116 مریم رمضانی امروز روز سرزنش کردن خودمه ،به خودم گفتم مریم چرا این همه کارات رو پشت گوش میندازی دختر؟؟ اگر اون ایده سال قبل رو اجرا میکردی چه قدر رشد میکردی ؛جالبه ها ؛ هر دفعه که به خودم مییام بیشتر تعویق انداختن هام رو میبینم . نمیدونم حالا اسمش رو فکر کردن بیشتر بزارم یا تنبلی؟ ولی پیش بینی اولیه خودم در اون زمانها این بود که این ایده که به جایی نمیرسه یا واقعا در بیکار بودنم هم وقت کم اوردم و در کل یادم میرفت. نمیخوام همین حالا احساس پشیمون بودن داشته باشم ،بگم چرا اینکار رو نکردم؟ یا چرا چنین چیزی ش امروز روز سرزنش کردن خودمه ،به خودم گفتم مریم چرا این همه کارات رو پشت گوش میندازی دختر؟؟ اگر اون ایده سال قبل رو اجرا میکردی چه قدر رشد میکردی ؛جالبه ها ؛ هر دفعه که به خودم مییام بیشتر تعویق انداختن هام رو میبینم . نمیدونم حالا اسمش رو فکر کردن بیشتر بزارم یا تنبلی؟ ولی پیش بینی اولیه خودم در اون زمانها این بود که این ایده که به جایی نمیرسه یا واقعا در بیکار بودنم هم وقت کم اوردم و در کل یادم میرفت. نمیخوام همین حالا احساس پشیمون بودن داشته باشم ،بگم چرا اینکار رو نکردم؟ یا چرا چنین چیزی شد؟ باید به جای فکر کردن بیشتر خیلی باید عمل کنم .

#امروز حس خوبی به خودم ندارم ،همش احساس میکنم دیگه زمانی ندارم. دوستان اطرافم میگند؛ باید کاری رو انجام بدیم ،باید زودتر اقدام کنیم. انگار زمان همینطوری برای من میگذره و این قدر ناتوان و مبهوت در برابر گذر عمر شدم که ترجیح میدم فقط گذر عمرم رو ببینم خیلی مسخرست .حس میکنم با این اوضاع هیچ اینده ی خوبی نخواهم داشت البته راستیاتش دارم از خودم و کارام و این روزگار و زمان به دنیا اومدنم در واقع همه چیز شاکی میشم.

#اگرمن حالا احساس پشیمونی دارم باید مهارت هام رو باز افزایش بدم فعلا دوباره برنامه ریزی میکنم نمیدونم چرا واقعا از نظم و همه چیز مرتب بودن بدم مییاد ولی چیزیه که حالا واقعا نیاز ش دارم از نظم ذهنی تا نظم در زندگیم و کارای روزانم.

]]>
دل نوشته 2018-09-02T10:41:00+01:00 2018-09-02T10:41:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/115 مریم رمضانی فکر کنم تقریبا ۱ سالی از نوشتنم میگذره ، این جا خونه ی دوم خودمه ☺میتونم بگم محل قرار ملاقات با خودم. باورها ،تجربیاتم ،دل مشغولی هام رو مینویسم و در زمانهایی که میتونم دوباره میخونمشون و بیشتر در موردشون فکر میکنم بعضی وقت ها وبلاگ دوستانم رو میخونم و مطالبی که خودم شک دارم سعی میکنم بین حرف هاشون جواب درست رو پیدا کنم و در نهایت خودم ارزش ها و باورهای قطعیم رو مشخص کنم ☺دیشب که با یکی از بهترین دوستانم صحبت میکردم گفتم اجی میدونی چیه ؟ما بیشتر وقت ها در حال دویدنیم و دستاوردی که واقعا راض فکر کنم تقریبا ۱ سالی از نوشتنم میگذره ، این جا خونه ی دوم خودمه ☺میتونم بگم محل قرار ملاقات با خودم. باورها ،تجربیاتم ،دل مشغولی هام رو مینویسم و در زمانهایی که میتونم دوباره میخونمشون و بیشتر در موردشون فکر میکنم بعضی وقت ها وبلاگ دوستانم رو میخونم و مطالبی که خودم شک دارم سعی میکنم بین حرف هاشون جواب درست رو پیدا کنم و در نهایت خودم ارزش ها و باورهای قطعیم رو مشخص کنم ☺دیشب که با یکی از بهترین دوستانم صحبت میکردم گفتم اجی میدونی چیه ؟ما بیشتر وقت ها در حال دویدنیم و دستاوردی که واقعا راضیمون کنه نداشتیم این چند ماه در کنار کار های اصلیمون چند پروژه مبخواستیم اجرا کنیم ولی اخرش چی شد اونایی که مشوق و همراه ما بودند تا متوجه شدند در حال پیشرفت هستیم از هر کاری دریغ نکردند که فقط روحیمون رو ضعیف کنند یا اینکه به دلیل رسم و نامی که داشتند کار شکنی کردند که خدای نخواسته مانع اوازه این افراد نشیم وقتی با پدرم صحبت میکردم از بی تجربگی ها و از اعتماد های بی مورد البته این قدر خوب نقش بازی میکردن و زمانی ذات خودشون رو اشکار کردند که در حال پیشرفت خوبی بودیم پدرم گفت هنوز اول راهی و این ادمها تا دلت بخواد هستند ولی به جای اینکه با ناراحتی و دلخوری کنارم بشینی و اینطور حرف بزنی و خودت رو شماتت کنی باید محکم و قاطع جوابشون رو میدادی خجالت و ترس معنایی نداره اگر دیدی کسی عمدا روحیت رو ضعیف میکنه و میخواد بشکندت فرقی نمیکنه چه با سواد و سرشناس باشه و یا بیسواد تو محکم جلویش با ایست نترس و حرف مردم هم برات مهم نباشه من کنارتم همین حرف پدرم باعث شد حداقل در بعضی مواقع و زمانی که دورویی و حقه بازی ادمها و قول های بی موردشون رو میدیدم محکم حرفم رو بزنم و مثل دوستم این قدر گوشه گیر و ناامید نشم.

]]>
روح و جسمم برای خودت. 2018-08-31T19:49:00+01:00 2018-08-31T19:49:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/114 مریم رمضانی در این دنیای مبهم، که هنوز که هنوزه جایگاه خودم رونفهمیدم ، روز به روز از حضور انسان نماهاخسته تر میشم:( اما با انرژی بیشتری ادامه میدم و سعی میکنم هوشیاری خودم رو افزایش بدم. این اولمسیر زندگیمه و تا دنیا دنیاست این ادمها هم هستند و زیاد تر هم میشند .میدونی ؛ دوستم دیشب بهم گفت بعضی وقت ها کنار تو یاد میگیرم به خدا یقین داشته باشم ، چند ماهی هست که سعی میکنم همه کارام رو به خدا بسپارم منتها هفته ای که گذشت اعتقادم به این جمله درونیم بیشتر شد؛ اول صبح همین که به خدا میگم روحم و جسمم رو به در این دنیای مبهم، که هنوز که هنوزه جایگاه خودم رونفهمیدم ، روز به روز از حضور انسان نماهاخسته تر میشم:( اما با انرژی بیشتری ادامه میدم و سعی میکنم هوشیاری خودم رو افزایش بدم. این اولمسیر زندگیمه و تا دنیا دنیاست این ادمها هم هستند و زیاد تر هم میشند .میدونی ؛ دوستم دیشب بهم گفت بعضی وقت ها کنار تو یاد میگیرم به خدا یقین داشته باشم ، چند ماهی هست که سعی میکنم همه کارام رو به خدا بسپارم منتها هفته ای که گذشت اعتقادم به این جمله درونیم بیشتر شد؛ اول صبح همین که به خدا میگم روحم و جسمم رو به خودت میسپارم از شر ادمها و حقه هاشون حفظم کن انرژی میگیرم ترسی نمیبینم خیلی محکم تر ونترس تر میشم و این رو میدونم هر چی هم شر و انسانهای بد اطرافم باشند یکی هست که این قدر قدرتش زیاده که حواسش بهم هست و کارام رو جلو میبره .همین یک جمله بهم ارامش میده، این جمله ربطی به مذهب و یا ایمانت نداره خدایی که هست این قدر بخشنده و مهربونه که نگاهی به ایمان و نمازت نداره حداقل من چنین چیزی فکر میکنم .:-)

]]>
دل نوشته 2018-08-30T10:36:00+01:00 2018-08-30T10:36:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/113 مریم رمضانی امروز صبح در غمگین ترین حال خودم بودم تلگرام که انلاین شدم دوستام عید رو تبریک گفته بودن ولی به خودم گفتم چرا کارای من معکوسه چرا خب ناراحتم تا اونجا که ممکنه علت ها رو همیشه در درون خودم جست و جو میکنم و سعی میکنم هر طور شده راهی براشون پیدا کنم علتش اینه من در حال فراموش کردن خودم هستم بیشتر در حال جنگیدن و دویدن هستم نمیگم حس خوبی نداره چرا لذت بخشه ولی تمام وجودم و روحیم رو داره تسخیر میکنه و من این رو نمیخوام ولی اگر حواسم نباشه لطافت و احساس و روحیه ای برام باقی نمیمونه در واقع زن امروز صبح در غمگین ترین حال خودم بودم تلگرام که انلاین شدم دوستام عید رو تبریک گفته بودن ولی به خودم گفتم چرا کارای من معکوسه چرا خب ناراحتم تا اونجا که ممکنه علت ها رو همیشه در درون خودم جست و جو میکنم و سعی میکنم هر طور شده راهی براشون پیدا کنم علتش اینه من در حال فراموش کردن خودم هستم بیشتر در حال جنگیدن و دویدن هستم نمیگم حس خوبی نداره چرا لذت بخشه ولی تمام وجودم و روحیم رو داره تسخیر میکنه و من این رو نمیخوام ولی اگر حواسم نباشه لطافت و احساس و روحیه ای برام باقی نمیمونه در واقع زندگی رو شبیه میدان رقابت و جنگیدن میبینم انگار باید حتما به ایده ال هام برسم و تسخیرشون کنم لذت زیادی از مسیرم نمیبرم به همین دلیل حالم خوب نیست .

#ناراحت بودم اینکه روحیه لطیف واحساس دخترانم از بین میره اینکه من باید به اندازه خودم جنگ جو بودن رو یاد بگیرم نه شبیه مردها و دنیای خودشون که تمام روحیه و احساسمرو از دست بدم حداقل من اینطور نیستم نگاه ادمها خیلی مهمه چند تا دوستام رقابت با مردها و کم نیاوردن از اونها براشون مهم بود و هنوزم هست اول برای منم مهم بود ولی میدونی حالا ارامشم و زنانگیم بیشتر برام اهمیت داره .

]]>
دل نوشته 2018-08-28T20:13:00+01:00 2018-08-28T20:13:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/112 مریم رمضانی وجود یک پدر و تائیدش خیلی برای دختر مهمه، اینکه میدونی کسی هست که همیشه کنارته و حس امنیتی که بهت میده ارامش بخشه. اینکه میدونی عزیزم و قربون صدقه رفتن های باباییت هیچ وقت دروغ نیست و هم چنین ازادی و اعتمادی که کنارش هست خیلی دل نشینه .امروز که به رفتار یکی از دوستانم دقت میکردم دیدم چه قدر پدرامون شبیه همند ؛طرز رفتارها و صحبت ها ...و چه قدر برای دوستم هم رضایت پدر و خشنودیش مهمه، حالا ما سه دوست هستیم من ،الهام،سولماز هدف هامون یکیه در اخر میخوایم اینقدر باعث افتخار پدرامون بشیم که بهتر وجود یک پدر و تائیدش خیلی برای دختر مهمه، اینکه میدونی کسی هست که همیشه کنارته و حس امنیتی که بهت میده ارامش بخشه. اینکه میدونی عزیزم و قربون صدقه رفتن های باباییت هیچ وقت دروغ نیست و هم چنین ازادی و اعتمادی که کنارش هست خیلی دل نشینه .امروز که به رفتار یکی از دوستانم دقت میکردم دیدم چه قدر پدرامون شبیه همند ؛طرز رفتارها و صحبت ها ...و چه قدر برای دوستم هم رضایت پدر و خشنودیش مهمه، حالا ما سه دوست هستیم من ،الهام،سولماز هدف هامون یکیه در اخر میخوایم اینقدر باعث افتخار پدرامون بشیم که بهترین لبخند رضایت رو روی لباشون ببینیم واقعا هم تلاش میکنیم بعضی وقت ها با زرنگی کارامون رو جلو میبریم بدون اینکه به کسی ضرر برسونیم و بعضی وقت ها هم از بی تجربگی ضربه میبینیم ولی در کل همین دل نشینه داریم تلاش میکنیم منتها با اگاهی]]> اهنگ نگاه تو 2018-08-22T20:22:00+01:00 2018-08-22T20:22:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/111 مریم رمضانی آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام...تو ساحل آرومی من موج پریشونمراز دل دریارو می دونی و می دونم...من عطر خوش عشق رو از باغ تو بوییدماون یاس بهاری رو از شاخه ی تو چیدم...تو معبد چشم تو من شمع شب افروزمتا لحظه ی دیدارت می سازم و می سوزمبخشش دست تو مرهم دل من شدحرف شب و روز من از عشق تو گفتن شد...آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام... آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...
ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام...
تو ساحل آرومی من موج پریشونم
راز دل دریارو می دونی و می دونم...
من عطر خوش عشق رو از باغ تو بوییدم
اون یاس بهاری رو از شاخه ی تو چیدم...
تو معبد چشم تو من شمع شب افروزم
تا لحظه ی دیدارت می سازم و می سوزم
بخشش دست تو مرهم دل من شد
حرف شب و روز من از عشق تو گفتن شد...
آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...
ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام...

]]>
پدر 2018-08-22T10:10:00+01:00 2018-08-22T10:10:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/110 مریم رمضانی می گویند دختر ها بابایی هستند...اخر می دانی دختر ها اولین امنیت و اغوش گرم مردانه را با پدر تجربه کردند...دختر هابا اولین سرمای روزگار حس ناب کوه بودن را از پدر چشیده اند...دختر ها با اولین اشک دوران کودکی در نگاه پدر ارام گرفتند...می گویند دختر ها بابایی هستند...مگر می شود دختر باشیو عاشق آن اولین اغوش...اولین امنیت و گرمای وجودی...اولین حس ناب حامی و پشتیبان مردانه ات ...نباشی؟!مگر می شود...! #نداجمشیدی #هیچ کس به اندازه پدرم و اغوش های بی منت برام امنیت بخش و ارامش بخش نیست می گویند دختر ها بابایی هستند...
اخر می دانی
دختر ها
اولین امنیت و اغوش گرم مردانه را با پدر تجربه کردند...
دختر ها
با اولین سرمای روزگار حس ناب کوه بودن را از پدر چشیده اند...
دختر ها
با اولین اشک دوران کودکی در نگاه پدر ارام گرفتند...
می گویند
دختر ها بابایی هستند...
مگر می شود
دختر باشی
و عاشق آن
اولین اغوش...
اولین امنیت و گرمای وجودی...
اولین حس ناب حامی و پشتیبان مردانه ات ...
نباشی؟!
مگر می شود...!

#نداجمشیدی

#هیچ کس به اندازه پدرم و اغوش های بی منت برام امنیت بخش و ارامش بخش نیست ]]> ارومم کن 2018-08-21T18:27:00+01:00 2018-08-21T18:27:00+01:00 tag:http://maryamramezani000.mihanblog.com/post/109 مریم رمضانی

خدا یا ارومم کن حال دلم خوب نیست بیش از هر زمانی به ارامشت نیاز دارم مگر غیر از این بود که اشاره کرده بودی با یادت دلها ارام میگیرد:( #امشب که دلم گرفته بود و حال و حوصله ی انجام کاری نداشتم پیج های مختلفی رو میدیدم اتفاقی با پیج سفر کرده ها اشنا شدم بچه هایی که به هر دلایلی از دنیا رفتن همینطوری با خوندن هر مطلب ناخوداگاه اشکام سرازیر میشد.میدونی میخوام چی بهت بگم، خدایا شکرت که خانواده خوب و سالمی دارم و همه کنار هم با خوشی و سلامتی زندگی میکنیم این دغدغه ها و خواسته های من هیچ ارزشی نداره خدا یا ارومم کن حال دلم خوب نیست بیش از هر زمانی به ارامشت نیاز دارم مگر غیر از این بود که اشاره کرده بودی با یادت دلها ارام میگیرد:(

#امشب که دلم گرفته بود و حال و حوصله ی انجام کاری نداشتم پیج های مختلفی رو میدیدم اتفاقی با پیج سفر کرده ها اشنا شدم بچه هایی که به هر دلایلی از دنیا رفتن همینطوری با خوندن هر مطلب ناخوداگاه اشکام سرازیر میشد.میدونی میخوام چی بهت بگم، خدایا شکرت که خانواده خوب و سالمی دارم و همه کنار هم با خوشی و سلامتی زندگی میکنیم این دغدغه ها و خواسته های من هیچ ارزشی نداره نه جای غصه خوردن نداره نه خستگی های بی مورد اگر خانوادم کنارم نباشند دنیای من تمومه :( خدایا خودت حافظ و نگه دار خانواده عزیزم باش.

]]>